رمزگشایی رایس از فرآیند تربیت نیرو در ایران



محمد عبدالهی- نیمه‏ اسفندماه امسال و در کوران تحولات انقلابی جهان اسلام «یوزف یوفه» خبرنگار نشریه‏ سایت آلمان موفق شد گپی اختصاصی با وزیر سیه ‏چرده‏ امورخارجه‏ سابق آمریکا داشته باشد. پرسش‏های خبرنگار آلمانی بیشتر حول تحولات منطقه‏ خاورمیانه و تلاش‏های غرب برای مدیریت اوضاع می‏چرخید.در میان پاسخ‏های «کاندولیزا رایس» یک نکته‏ برجسته وجود داشت که از تلاش مدت‏دار آمریکا برای آموزش از راه دور یا نزدیک نیروهایی در  سایر کشورها خبر می‏داد. رایس در پاسخ به پرسش این خبرنگار که از او در خصوص نقش غرب برای آزادی وارداتی به کشورها پرسید اینگونه پاسخ داد:
 
«اول آن که باید به اصل دموکراسی پایبند باشیم و آن را مورد حمایت قرار دهیم و دوم باید به آنانی که حقوقشان را مطالبه می‏کنند اما همزمان حاضرند، مسؤولانه نیز رفتار کنند، کمک کنیم.» بخش بسیار مهم سخنان وزیر امور خارجه سابق آمریکا آن جایی بود که وی به مرکز متولی آموزش نیروهای هوادار آمریکا در کشورهای خاورمیانه اشاره کرد:«در همین ارتباط به واسطه‏ موسسه‏ ملی دموکراسی آمریکا تاکنون توانسته ‏ایم هزاران فعال را آموزش دهیم.ما تاکنون به اشکال بسیار مختلف در بحث آموزش سرمایه ‏گذاری کرده ‏ایم تا یک لایه‏ اجتماعی از لحاظ فکری سکولار را در عرصه‏ بین‏ الملل رشد و پرورش دهیم.»
 
گذشته از تصریح رایس به سرمایه ‏گذاری گسترده آمریکا در منطقه‏ برای تربیت نیرو، اشاره او به نیروهای پرورش یافته توسط این سیستم در ایران رمزگشای بسیاری از رخدادهایی بود که در طول 21 ماه گذشته شاهد آن بوده‏ایم. رایس با تأکید بر اینکه سال 2011(م) جهان به گونه‏ ای دیگر است افزود:«در این سال خاورمیانه نیز به خاورمیانه ‏ای دیگر بدل شده است.» وی گفت:«نیروهای سکولار ایران قویتر از گذشته شده ‏اند و از این‏رو ما دیگر نباید به قیاس‏های اشتباه بسنده وتکیه کنیم.»
 
در میان سخنان رایس سه نکته شایسته تبیین به چشم می‏خورد:
 
1- در سال 2008(م)مرکز سیاست عمومی خاورمیانه(مؤسسه‏ رند) که با پشتیبانی مالی بنیاد اسمیت ریچاردسون فعالیت می‏کند، پژوهشی را در 10 فصل تنظیم کرد. در این پژوهش مسأله‏ آینده جوامع اسلامی و تأثیرمستقیم آن بر امنیت غرب مورد بررسی قرار گرفته بود .نگاه کلی نویسندگان مؤسسه رند در این بررسی آن بود که ایالات متحده برای مقابله با تهدید جوامع اسلامی خاورمیانه باید همچون دوران جنگ سرد به شبکه سازی از عناصر میانه‏ رو روی آورد.براین مبنا پژوهش مورد اشاره با این رویکرد که ایجاد شبکه ‏های میانه ‏رو در جهان اسلام نیاز به «کاتالیزورهای خارجی» دارد وباتأکید براینکه ایالات متحده تجربه‏ای مشابه در مورد تقویت شبکه‏ هایی از آزاداندیشان ودموکراسی‏ طلبان در دوران جنگ سرد داشته است،این مسیر را «نقشه راه» آمریکا در جهان اسلام معرفی می‏کند. در ادامه‏ این اثر، تجارب آمریکا در جنگ سرد مورد تأکید قرار گرفته است. از جمله آن‏ها به حفظ اعتبار گروه‏ های مورد حمایت غرب از طریق محرمانه نگاه داشتن ارتباط آن‏ها با دولت آمریکا تأکید ویژه‏ای شده است.آنچه در فرمول پیشنهادی بنگاه رند به موضوع این نکته از نوشتار پیش‏رو نزدیک‏تر است. ارایه علایم شناسایی گروه‏ هایی است که از نظر نویسندگان این پژوهش می‏توانند«شرکای بالقوه آمریکا» در منطقه باشند. این گروه‏ها عبارتند از؛سکولارها،مسلمانان لیبرال و سنت‏ گرایان میانه ‏رو. پژوهش مذکور در ادامه تصریح می‏کند که این شاخصه ‏ها در گروه‏های پنجگانه زیر قابل جستجو است:
 
الف-دانشگاهیان و روشنفکران مسلمان لیبرال و سکولار؛
 
ب-روحانیون میانه‏ رو جوان؛
 
ج-فعالان اجتماعی؛
 
د- گروه‏ های زنان؛
 
ه- روزنامه‏نگاران و نویسندگان میانه ‏رو.
 
راه اندازی کارگاه‏های آموزشی و سمینارهایی برای انتقال تجربیات به سکولارهای جهان اسلام نیزدر زمره پیشنهادات تکمیلی نویسندگان پژوهش مورد اشاره است.
 
این مستندات تنها بخشی از بسیاری اسناد دیگر است که برای تبیین سیاست‏های جدید آمریکا در خصوص جهان اسلام راه گشاست. سیاست راهبردی که کاندولیزا رایس با عنوان پدید آوردن«لایه‏  اجتماعی سکولار» از آن نام برده است، درامتداد همان سناریویی است که پژوهش‏گران مرکز سیاست عمومی خاورمیانه در فرمول شبکه‏ سازی از آن سخن گفته بودند.
 
2-  به اعتراف کاندولیزارایس «موسسه ملی دموکراسی آمریکا» تاکنون واسطه آمریکا برای آموزش هزاران فعال دموکراسی‏ خواه بوده است.چندی پیش ابعاد پنهان مؤسسه‏  مورد اشاره‏  رایس که آن را با نام اختصاری NEDمی‏شناسند، توسط«تیری میسان» نویسنده‏  فرانسوی تبار و مدیر پایگاه اینترنتی «ولترنت» درمقاله‏ ای افشا شد. در مقاله‏  میسان آمده بود:
 
«جورج بوش، طی سخنرانی خود در بیستم ژانویه سال 2004(م)، به صراحت اعلام کرد که قصد دارد بودجه سازمان بنیاد ملی دموکراسی (یا ان. ای. دی) را تا دو برابر افزایش دهد و تأکید کرد،وظیفه‏  جدیدش بر ارتقاء و افزایش انتخابات‏ های آزاد، تبادلات آزاد، آزادی مطبوعات و آزادی اتحادیه‏  تجاری در خاورمیانه متمرکز خواهد بود... .چنین گفته‏ ای از جانب بوش برای کاخ سفید به این معناست که آمریکا می‏باید عملیات‏های نظامی خود را در منطقه کامل کند و همزمان نیز مداخله خود در امور داخلی کشورهای هدف را افزایش دهد... در اوایل دهه‏ی 80 میلادی، رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا، اتحاد شوروی را امپراطوری شیطان خواند و روش‏ های جدیدی برای مبارزه علیه این امپراطوری تشریح کرد. در واقع در این زمان بود که تلاش‏ های شدید برای بی‏ ثبات‏ سازی از طریق بسیج جامعه شهری، نیز به اقدامات بازدارنده‏  نظامی و دیپلماتیک علیه رژیم‏ های هدف، اضافه شد... در عین حال پس از آنکه فعالیت‏ های سری سازمان سیا توسط یک سلسله کمیسیون‏ های تحقیق، فاش شد و افکار عمومی نیز این فعالیت‏ ها را محکوم کردند، شورای امنیت ملی آمریکا تصمیم گرفت تا فعالیت‏های خود را تحت نام‏ های دیگر و با روش‏هایی ادامه دهد که ظاهر تمیزتری داشته باشند، البته تمامی این ساختار جدید نیز می‏ بایست با ایجاد یک مسیر دودستگی به عنوان اصلاح سیاسی، مورد حفاظت و حمایت قرار می‏گرفت.»
 
میسان با اشاره به هویت قانونی بنیاد ملی دموکراسی می‏نویسد :
 
«این سازمان بطور رسمی از ششم نوامبر 1982(م) به عنوان یک جامعه غیرانتفاعی ایجاد شد و این در حالی است که بودجه این سازمان توسط کنگره و بعنوان بخشی از بودجه مصوب وزارت خارجه برای آژانس توسعه بین المللی آمریکا تأمین می‏شود.
 
ولترنت با اشاره به همکاری هیأت ملی دموکراسی با سیا می‏ نویسد.
 
«اغلب افراد مشهوری که در عملیات‏ های پنهانی سیا مشارکت داشته ‏اند، عضو شورای اجرایی و یا هیأت مدیر N.E.D نیز بوده ‏اند، از جمله این افراد می ‏توان به اوتو رایخ، جان نگروپونته، هنری سینسنروس و اولیوت آبرامز اشاره کرد... به طور جاری، بنیاد ملی دموکراسی توسط وین وبر، نماینده‏ جمهوری‏ خواه سابق ایالت مینسوتا، بنیانگذار جامعه شدیداً محافظه ‏کار امپاور آمریکا و مسؤول حمایت‏های مالی ستاد تبلیغاتی جورج بوش در سال 2000(م) رهبری می‏شود. در همین حال مدیر اجرایی این سازمان نیز کارل گرشمن، مسؤول سابق سوسیال دموکرات‏ های آمریکا و یک تروتسکیست عضو نظام نومحافظه‏ کاران، می‏ باشد... به بیان ساده، بنیاد ملی دموکراسی استمرار عملیات‏ های پنهانی سیا می‏باشد، در حقیقت به همین دلیل است که انگلیس و استرالیا نیز در توافقنامه ‏ای که روابط بین سرویس‏ های سری نظامی آنها را تعیین می‏کند، خود را در فعالیت‏های بنیاد ملی دموکراسی شریک کرده اند.
 
این گزارش در ادامه با بیان این مطلب که هدف و مرام اصلی بنیاد ملی دموکراسی این است که «آنچه برای آمریکا خوب است برای تمام دنیا نیز خوب است.» خاطر نشان می‏ سازد:
 
«اعتبارات بنیاد ملی دموکراسی توسط یک شورای اجرایی متشکل از نمایندگان حزب جمهوری‏خواه و دموکرات، اتاق بازرگانی آمریکا و اتحادیه‏  بازرگان مدیریت می‏شود که هر پیشنهادی نیز می‏بایست برای اجرایی شدن دست کم نظر دوسوم اعضای شورای اجرایی را کسب کند.»
 
ولترنت در تشریح چگونگی اختصاص اعتبار به بنیاد ملی دموکراسی می‏نویسد:
 
«پس از آنکه وجه پیشنهادی برای تخصیص اعتبار تعیین شد، این مبلغ به بنیادهایی ارسال می‏شود که توسط هر یک از اعضاء اداره می‏شود.... بنیاد ملی دموکراسی تعیین می‏کند که کدام کشورها می‏ بایست به عنوان هدف عملیات‏های این سازمان انتخاب شوند، سپس این هیأت با حمایت مالی و با استفاده از شرکای اجتماعی خود در جهت براندازی دولت‏ های هدف تلاش خواهد کرد، پس از آن نیز افرادی که به منافع آمریکا وابسته باشند، به قدرت خواهند رسید.»
 
میسان در انتهای گزارش خود در رابطه با بودجه‏  بنیاد ملی دموکراسی می‏نویسد:
 
«به طور رسمی بودجه‏  بنیاد ملی دموکراسی تنها به 50 میلیون دلار افزایش یافته است، اما این در حالی است که تأمین ‏کنندگان مالی و اعانه‏ دهندگان خارجی این هیأت سالانه چندصد میلیون دلار به این سازمان کمک می‏کنند. مهم‏ترین این تأمین کنندگان عبارتند از: وزارت خارجه آمریکا، وزارت خزانه‏ داری آمریکا و سازمان سیا که بطور محتاطانه کمک‏های خود را به بنیاد ملی دموکراسی ارایه می کند»
 
N.E.Dهم‏چنین دارای بورس‏ های تحقیقاتی می‏باشد که در وب سایت خود نیز برای سال 2011-2010(م) فراخوان عضویتی به شرح زیر داده است :
 
«بنیاد ملی دموکراسی برای برنامه‏  پژوهشی خود (ریگان- فاسل) تقاضای درخواست برای سال 2010-2011(م) می‏پذیرد. این برنامه برای کمک به فعالان و محققان در زمینه‏  دموکراسی‏ خواهی و برای پیشبرد مردم سالاری در سال 2001(م) در بنیاد ملی تأسیس شد. این برنامه دوره‏ های پنج ماهه‏ ای برای فعالان دموکراتیک و دوره‏ های پنج تا ده ماهه‏ ای برای محققین عرضه می‏کند. فعالان دموکراسی‏ خواه شامل حقوق‏دانان ،فعالان سیاسی و نخبگان جامعه مدنی می‏ شود و محققان، شامل استادان دانشگاه، تحلیل‏گران و نویسندگان می‏ گردد.پروژه‏ های تحقیقاتی ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی، تاریخی و فرهنگی دموکراسی را در بر می‏گیرد.
 
افراد واجد شرایط- فعالان دموکراتیک و محققان- در این زمینه به خصوص از دموکراسی‏ های نوپا و رو به موفقیت اولویت دارند. پژوهش‏گران برجسته آمریکایی و سایر دموکراسی‏ های تثبیت شده و پایدار هم می‏توانند تقاضا کنند. فعالان باید سابقه‏  فعالیت مؤثر در پیشبرد دموکراسی داشته باشند و می‏توانند طرفدار عمل، وکیل، خبرنگار و یا از قسمت دیگری از جنب و جوش. محققان باید دارای درجه‏  دکتری یا معادل آن باشند. این بورس‏ ها به آموزش‏های حرفه‏ای و یا برای تحصیل دانشجویان در مراکز دانشگاهی داده نمی‏شود. تسلط به زبان انگلیسی از پیش نیازهای اصلی است.
 
حمایت- هر فعال یک مواجب ماهیانه، بیمه بهبودی، کمک سفر و کمک تحقیق و جستجو دریافت می‏کند.
 
زمان‏ بندی- این برنامه در سال دو دوره دارد:
 
دوره پاییز از اول اکتبر 2010 تا 28 فوریه 2011(م) برقرار است و دوره بهار از مارچ 1 تا ژوئیه 31 سال 2011(م) خواهد بود.
 
ارسال تقاضا- برای ارسال تقاضا به سایت زیر مراجعه و اطلاعات و تقاضا نامه را دانلود کنید. سپس آن را به صورت تایپی به انگلیسی تکمیل کنید. 
 
wwwnedorg/forum/R-FApplicationsdoc  و یا
 
 wwwnedorg/forum/reagan-fascellhtml
 
مهلت- تقاضانامه ‏های مربوط به سال 2011-2010 (م) باید تا 9 نوامبر 2009 (م) ارسال شوند.
 
نتایج پس از بررسی تمامی تقاضاها در شرایط رقابتی در آوریل 2010(م) اعلام می‏شوند.
 
3-  «نیروهای سکولار در ایران قویتر شده اند» این جمله فرازی دیگری از مصاحبه رایس با نشریه‏ی سایت آلمان است. برخی هنوز هم باور ندارند که میان این ادعای رایس یا دیگر اظهارات مشابه مقامات آمریکایی با سناریوهای ویژه‏ای که در خصوص ایران تدارک دیده شده است ارتباطی مستقیم وجود دارد.
 
 
سند منتشره مربوط به اصول لازم در برقراری امنیت ملی آمریکا در سال 2006(م) به روشن شدن بخشی از این مسأله کمک می‏کند. محورهای اصلی و اساسی مواضع آمریکا در برابر ایران با استناد به این سند عبارت است از:
 
1- حمایت آشکار از صداهای مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران توسط بالاترین سطوح تصمی ‏گیری در آمریکا؛
 
2- تعمیق و گسترش تحریم‏ ها علیه ایران؛
 
3- مخدوش و بدنام کردن چهره‏  جمهوری اسلامی در خارج از کشور از راه های گوناگون مانند محکوم نمودن آن کشور در مجامع بین المللی؛
 
4- تلاش برای محدودکردن روابط کشورها و سازمان‏های بین‏ المللی با ایران؛
 
5- تلاش برای مشروعیت بخشی، گسترش و توانمندسازی سازمان‏های غیردولتی مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران؛
 
6- دخالت گسترده در امور داخلی ایران در زمینه ‏های انتخابات، حقوق بشر، زنان، رسانه‏ها و اقلیت‏ های قومی و مذهبی؛
 
7- آموزش عناصر و تشکل‏های خارج ‏نشین مخالف نظام جمهوری اسلامی و حمایت‏های سیاسی و مالی از آن ها؛
 
8- محدود کردن نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه؛
 
9- ممانعت از دستیابی ایران به فناوری و دانش پیشرفته؛
 
10- تبلیغ و ترویج دوگانگی حاکمیت در ایران؛
 
11- فعال‏ سازی و حمایت از شبکه ‏های رسانه ‏ای ضدایرانی.
 
اما اقدام‏ های طراحی شده فوق در سند امنیت ملی آمریکا(سال 2006(م)) نیازمند ساز و کار اجرایی است که در ادامه این سند به شرح ذیل بیان گردیده است:
 
1- صدور بیانیه‏ های سیاسی در مورد وضعیت آزادی و حقوق شهروندان ایرانی و فعالان سیاسی؛
 
2- اختصاص بودجه به منظور مداخله در امور داخلی ایران مانند تخصیص بودجه 5/1 میلیون دلاری برای حمایت از برخی سازمان‏ های غیردولتی و برخی اشخاص در داخل ایران و هزینه کردن آن از طریق «بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی» و همچنین تخصیص بودجه 3 میلیون دلاری با هدف اعلام شده، کمک به سازمان‏های غیردولتی ایرانی در زمینه‏ های مطبوعاتی و حقوق بشر؛
 
3- تقویت برنامه‏ های رادیو فردا، از جمله سرویس‏ های سخن پراکنی بین‏المللی، تقویت برنامه‏ های بخش فارسی صدای آمریکا و راه ‏اندازی سایت اینترنتی وزارت امور خارجه‏  آمریکا به فارسی؛
 
4- راه ‏اندازی دفتر امور ایران در دوبی با وظیفه‏  مدیریت هزینه کردن بودجه آمریکا علیه ایران، جذب عناصر مستعد مخالف ایران، فعال‏سازی اقدام ‏های پنهان علیه ایران، جمع ‏آوری اطلاعات و همچنین جذب سازمان‏های غیردولتی مستعد و در نهایت آموزش روش ‏های مختلف مقابله با جمهوری اسلامی به عوامل و مرتبطین؛
 
5- تمدید قانون تحریم اقتصادی ایران معروف به قانون «داماتو» تا سال 2006(م) و گنجاندن آن از این سال به بعد در قانون «حمایت از آزادی ایران»؛
 
6- ایجاد ائتلافی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به همراه مصر و اردن علیه ایران از طریق دامن زدن به شیعه هراسی، راه ‏اندازی جنگ عقیدتی و فرافکنی در مسأله  امنیت عراق؛
 
7- بین‏ المللی سازی مسأله‏  هسته‏ ای ایران، متهم کردن ایران به حمایت از تروریسم و طرح اندازه ‏گیری تهدیدبودن ایران علیه امنیت بین‏ المللی.

مروري بر زندگينامه شهيد "عبدالعلي مزاري "

خبرگزاري فارس: 16 سال پيش در 22 اسفند سال 73، عبدالعلي مزاري، يكي از مجاهدان افغان و رهبر حزب "وحدت اسلامي افغانستان " به دست گروه طالبان به شهادت رسيد.

عبدالعلي مزاري فرزند حاجي خداداد، در سال 1326 خورشيدي در ولايت "بلخ "، به دنيا آمد.
مزاري در دوران جواني، در زادگاه خود با علامه "سيد اسماعيل بلخي " از بنيان‌گزاران نهضت اسلامي و ادبيات انقلابي افغانستان، آشنا شد و آن گونه كه خود وي در خاطرات خود نوشته است: " چند روزي كه بلخى در قريه ومهمانخانه ما مهمان بود، از صحبت‌هاى او خيلى چيزها ياد گرفتم، بلخى مرا به درس خواندن و عسكرى (سربازي) رفتن تشويق مى‌كرد .من به دستور و تشويق بلخى به عسكرى رفتم و او براى من مى گفت: اگر ملاّ مى شوى بايد مجتهد شوى، اگر روضه‌خوان مى‌شوى بايد واعظ و خطيب شوى و اگر سياستمدار مى‌شوى بايد رئيس و وزير شوى نه مأمور(كارمند) ".

قتل پدر و برادر در نزاع داخلي

حاجي خداداد، پدر مزاري، كشاورز و دامپرور بود و علاوه بر عبدالعلي 2 فرزند ديگر به نام‌هاي غلام نبي و سلطانعلي داشت.
پدر و يكي از برادران مزاري به نام غلام‌نبي، در سال 1361 در جريان اختلافات و درگيري‌هاي داخلي، در منتطقه هزاره‌جات به قتل رسيدند و يكي ديگر از برادران او به نام سلطانعلي نيز در سال 1358 در جريان نبرد با حزب "دموكراتيك خلق " كشته شد.

تحصيلات مزاري

عبدالعلي مزاري تحصيلات خود را در زادگاهش آغاز كرد و دوره سربازي را در استان "پكتيا " و "گرديز " سپري نمود و بعد از سربازي به بلخ برگشت و در مدرسه " شيخ سلطان " مزار شريف تحصيلات خود را ادامه داد.
در اوايل بهار سال 1351، مزاري براي ادامه تحصيلات علوم ديني، افغانستان را ترك كرد و به عراق رفت و آنگونه كه خود او گفته است: "تا سال 1355 بدون وقفه درس مى‌خواندم، هيچ گونه مزاحمتى را شامل درس نمى‌ساختم، ولى با آن هم در همان سال پدرم پول فرستاد كه همراه برادرم به مكه بروم، با اين كار مخالف بودم چون به درس‌هايم لطمه مى‌زد و مدتى از درس مى‌ماندم اما وقتى مسأله را پرسيدم، معلوم شد كه بر كسى كه پول براى او فرستاده شده، حج واجب مى گردد، به ناچار درس را ترك كردم و راهى مكه شدم ولى در سوريه ويزاى عربستان سعودى برايم داده نشد همانجا ماندم و برادرم به مكه رفت. "

دستگيري توسط ساواك در ايران

مزاري بعد از آن كه در سوريه موفق به دريافت ويزاي عربستان نشد، به عراق رفت و پس از مدت كوتاهي اقامت در آن جا دوباره قصد عزيمت به ايران را كرد ولي در مرز عراق و ايران به علت همراه داشتن كتاب‌هايي از امام خميني (ره)، توسط نيروهاي ساواك دستگير و زنداني شد.
مزاري چهار ماه را در يكي از زندان‌هاي ايران محبوس بود و آن گونه كه در "دانشنامه فارسي " آمده است در زندان با برخي از مبارزان ايراني چون "محمدعلي رجايي " كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رياست جمهوري اين كشور انتخاب شد، آشنا شد.
وي بعد از سپري كردن دوره زندان، از ايران به افغانستان اخراج شد و در اين دوران مدتي در كابل و سپس به مزار شريف رفت و به كارهاي ديني و تبليغي پرداخت.

آغاز مبارزه سياسي

با كودتاي حزب "دموكراتيك خلق " در سال 1357، او به صف مبارزان ضد دولتي پيوست و تحت پيگرد دولت قرار گرفت.
مزاري ناچار شد تا افغانستان را ترك كند و به عراق و سپس به سوريه و پاكستان برود.
وي پس از مدت كوتاهي اقامت در پاكستان مخفيانه به افغانستان بازگشت ولي به علت جو اختناق آميزي كه در آن بسياري از روحانيان دستگير و زنداني شده بودند، دوباره افغانستان را ترك و راهي ايران شد.

مزاري از بنيان‌گزاران "سازمان نصر "

در سال 1358، مزاري با تعدادي از همفكران خود "سازمان نصر افغانستان " را تأسيس كرد.
اگر چه برخي تأكيد دارند كه ريشه‌هاي اين سازمان در سال‌هاي قبل از كودتاي 7 ارديبهشت به نام‌هاي ديگري بوجود آمده بود، ولي آنچه مسلم است، اين سازمان به طور رسمي در سال 1358 اعلام موجوديت كرد و شوراي رهبري خود را معرفي كرد.

مزاري و تشكيل حزب وحدت

بعد از تشكيل حزب وحدت اسلامي افغانستان در سال 1368 كه عبدالعلي مزاري در تاسيس اين حزب نقش اساسي را داشت، مجمع سراسري اين حزب در سال 1370 در باميان برگزار شد.
مجمع سراسري حزب وحدت، مزاري را به عنوان دبيركل اين حزب انتخاب كرد و باميان به عنوان مقر حزب وحدت و ستاد مركزي عبدالعلي مزاري شناخته شد.

نقش حزب وحدت در مبارزه با ارتش سرخ و طالبان

حزب وحدت به رهبري مزاري، همانند ساير احزاب جهادي افغانستان نقش بسزايي در شكست ارتش سرخ شوروي داشت.
بسياري از مناطق مركزي افغانستان بر اثر مجاهدت‌هاي اين گروه از تصرف ارتش سرخ خارج شد.
رشادت‌ها و جان‌نثاري‌هاي افغان‌ها در قالب گروه‌هاي مختلفي مانند حزب وحدت، سرانجام سبب شد تا جهاد افغانستان به ثمر نشيند و ارتش شوروي مفتضحانه از افغانستان خارج شود.
اما ثمره اين جهاد به دليل اختلافات رهبران جهادي در كام مردم افغانستان تلخ شد.
با ظهور طالبان در عرصه افغانستان و ظلم و ستم اين گروه بر مردم، حزب وحدت در كنار احزابي مانند "جمعيت اسلامي " به نبرد با آنان پرداخت.

شهادت مزاري به دست طالبان

در حالي كه طالبان به دروازه هاي كابل رسيده بودند، جنگ‌هاي شديد داخلي ميان مجاهدان در كابل به شدت ادامه داشت و مزاري در يك معامله سرنوشت‌ساز به طرف طالبان رفت.
طبق موافقتنامه اي كه ميان طالبان و مزاري به امضا رسيد، قرار بود كه حزب وحدت، سلاح‌هاي سنگين خود را به طالبان واگذارد و طالبان به صورت نيروي حائل، در مواضع حزب وحدت در غرب كابل مستقر شوند.
اما طالبان بر خلاف تمام موافقتنامه‌هايي كه با مزاري با امضا رسانده بودند، تمام نيروهاي حزب وحدت را خلع سلاح كردند و مزاري از روي ناچاري مجبور شد كه براي گفت‌وگوي مجدد با طالبان، روانه "چاريكار " در اطراف كابل شود.
به محض رسيدن مزاري به چاريكار، وي به اسارت طالبان در آمد و مظلومانه به شهادت رسيد.

پس از شهادت مزاري و برخي از ياران او به دست طالبان، پيكر او بر دوش هزاران تن از هوادارانش به مزار شريف منتقل شد و در آن جا به خاك سپرده شد.


نامه ای برای تبرئه متهمان انفجار نخست وزیری

انتشار یك سند تاریخی برای اولین بار

پس از درج گزارشی پیرامون فراز و فرود رهایی متهمین انفجار نخست وزیری از مجازات در سایت؛پیام هایمكرر خوانندگان سایت حاكی از علاقه‌مندی افكار عمومی در خصوص پرداختن دقیقتر و كامل‌تر به این پرونده بود.

یكی از سؤالاتی كه برای بسیاری از خوانندگان مطرح گردیده، پیرامون نامه شهادت بر برائت متهمین توسط برخی مسئولین وقت به امام و دستور‌ایشان بود. بررسی‌این نامه از آن رو حائز اهمیت است كه با گذشت بیش از 23 سال و تغییر دیدگاه بسیاری از سیاسیون، امضا كنندگان آن در انتخابات اخیر و حوادث پس از آن مواضعی بسیار مشابه اتخاذ كردند و به عبارت دیگر نمایانگر ریشه‌های فكری مشترك میان تبرئه كنندگان متهمین شهادت شهیدان رجایی و باهنر و طیفی از اغتشاشگران امروز است.

البته بنا نداریم كه تمام امضا كنندگان این نامه را كه قطعاً اقدامی منطقی نیست ـ‌ متهم سازد بلكه با یادآوری یك سند تاریخی ، خوانندگان محترم را به قضاوت دعوت می كند .

توضیح داده شد كه پرونده انفجار نخست وزیری توسط گروهی به مسئولیت بهزاد نبوی خارج از روال قانونی و قضایی تحت بررسی قرار گرفت؛ با حساسیت قوه قضائیه و انحلال‌این كمیته، در اولین مراحل تحقیق گروه، نبوی مورد سوءظن بازپرس ویژه قرار می‌گیرد و به دستور وی، این گروه منحل و بعضی از اعضای آن بازداشت می‌گردند. اما بهزاد نبوی با برخورداری از اهرم‌های فشار گوناگون توانست مانع از رسیدگی كامل به پرونده گردد. یكی از پشتیبانان او در این عرصه، موسوی خوئینی‌ها بود. او مانع از بازجویی از حجاریان و نبوی می‌گردد و حتی آنگونه كه برخی از حاضران نقل می‌كنند، خوئینی‌ها با جعبه شیرینی به دیدن متهمین می‌رود و آنها را دعوت به استقامت كرده و از رهایی نزدیك آنها خبر می‌دهد.

او همچنین دستور می‌دهد تا متهمین كنار هم باشند كه علی‌رغم توضیح در این خصوص كه موارد اتهامی‌اینها یكی است و هنوز تحقیقات تمام نشده و دادگاه نیز در پیش است و این امر می‌تواند باعث تبانی شده و در روند رسیدگی اخلال ایجاد كند، او تأكید می‌كند كه این دستور همین امشب انجام گردد كه این امر موجب اعلام استعفای مسئولین پرونده می‌شود و خوئینی‌ها نیز با ابراز این كه تاكنون با شما مماشات كرده‌ام، می‌گوید همین فردا تكلیف شما را روشن می‌كنم. همزمان رازینی به نقل از آقای منتظری اعلام می‌كند كه قائم مقام (وقت) رهبری گفته‌اند اگر چیزی نیست، آزاد كنید! این اقدامات اما مورد انتقاد برخی مسئولین وقت شورای عالی قضایی قرار می‌گیرد كه خواستار ادامه تحقیقات و تعیین تكلیف پرونده‌ها در دادگاه شده بودند. اما سرانجام پرونده كه بارها با فشارهایی مواجه گردیده بود، متوقف گردید. در این میان 61 تن از وزرا، نمایندگان و مسئولین توماری به دفاع از متهمین امضا می‌نمایند و به محضر حضرت امام(ره) ارسال می‌نمایند و همزمان 62 نماینده مجلس نیز به قوه قضائیه تذكر داده و خواستار پیگیری جدی پرونده نخست وزیری می‌شوند.

این طومار و تذكر مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گیرد و متعاقب ارسال تومار به حضرت امام، ایشان آیت‌الله اردبیلی، رئیس وقت شورای عالی قضایی، موسوی خوئینی‌ها دادستان وقت كل و دادستان وقت انقلاب تهران را به حضور می‌طلبند. آن‌گونه كه گفته شده است، حضرت امام در آن جلسه بسیار عصبانی بوده‌اند و پس از استماع گزارش‌ها و تأكید موسوی‌خوئینی‌ها به این كه «به پرونده رسیدگی نمودیم و مسئله خاصی در پرونده‌ها وجود ندارد»، دستوری می‌دهند كه دوگونه نقل شده است. برخی نظر امام را این گونه می‌دانند كه ایشان به دلیل شرایط جنگی كشور و بحران‌هایی كه به سبب اختلافات حاصل از این پرونده پدید آمده بود، فرموده‌اند: «فعلاً مسكوت بماند.» برخی دیگر نیز مدعی‌اند كه امام فرمودند كه «متهمین را آزاد و پرونده را مختومه نمایید.» دادستان انقلاب تهران بلافاصله دستور امام مبنی بر آزادی متهمین را اجرا می‌كند اما درباره روند قضایی پرونده و این‌كه دستور امام مسكوت ماندن یا مختومه شدن آن است اختلافی پدید می‌آید. سرانجام موسوی خوئینی‌ها خود مصاحبه كرده و از قول امام خبر از مختومه شدن پرونده می‌دهد.

جملات امام در آن جلسه اما از سوی خوئینی‌ها در محافل به گونه‌ای نقل می‌گردد كه مورد انتقاد دیگر حضار قرار می‌گیرد. نكته جالب‌اینجا است كه به رغم حساسیت بالای‌این جلسه و علی رغم تلاش متهمین برای نسبت دادن مختومه شدن پرونده به امام، جملات امام در صحیفه نور درج نمی‌گردد. ‌این اقدام با توجه به حضور چهره‌های نزدیك به خوئینی‌ها در مجموعه تدوین كننده صحیفه نور، می‌تواند دو گونه تأویل گردد، یا با استناد به‌ این‌كه ‌این سخنان محرمانه بوده است، از درج آن خودداری شده تا نسخه مخدوش خوئینی‌ها همچنان مستند بماند و یا امام برای جلوگیری از بالا گرفتن دوباره اختلافات، دستور به عدم انتشار واقعیت آن جلسه داده‌اند. اما در خردادماه سال گذشته «عصرنو»، نشریه داخلی سازمان مجاهدین انقلاب در مقاله‌ای كه تلاش می‌نمود اعضای‌این سازمان را از اتهامشان در پرونده مبرا نماید؛ جملاتی را به امام نسبت داد كه طبق حكم صریح امام مسموع نیست؛ بنیانگذار كبیر انقلاب در نامه‌ای در پاسخ به سؤال فرزندشان فرموده بودند:

«مع الأسف در حالى كه من زنده هستم بسیارى از مطالب كه از طرف بعض اشخاص یا بعض گروه‌ها در نوشتار و گفتارها به من نسبت مى‏دهند، برخلاف واقع است. امروز كتاب‌ها و رساله‏هاى فراوانى چاپ یا در دست چاپ است كه عامداً یا اشتباهاً براى دروغ پردازى و تاریخ سازى بنا شده است. باید ملت عزیز بدانند كه میزان در صحت آنچه به من نسبت داده شده است و مى‏شود نوشته‏هاى خود من و گفته‏هاى من كه ضبط شده است و گفته‏هاى من در زمان حیاتم در روزنامه‏هاى كثیرالانتشار مى‏باشد و یا به شهادت دو نفر عادل از اهل علم، خالى از گرایش به احزاب یا گروههاى سیاسى ثابت شود. و قید آخر براى آن است كه بعض اشخاص سیاسى براى مقاصد خویش توجیه دروغ را مى‏نمایند، گر چه به حسب ظاهر موصوف به دیانت باشند. به خداى تبارك و تعالى پناه مى‏برم از شرّ شیطان و نفس اماره ... روح‌اللَّه الموسوى الخمینى.» با پایان نیافتن‌این رویه، سید احمد خمینی نامه مجددی به پدر می‌نویسد كه گاه جراید و بولتنها، سخنان شما را متفاوت نقل كرده‌اند، در‌این موارد چه باید كرد و با تذكر‌ این‌كه «این تردید در جایى است كه دسترسى به صدا و خط حضرتعالى نیست و این هم بسیار است چرا كه خیلى وقت‌ها است كه صحبت‌هاى جنابعالى را من و یا یكى دیگر از دوستان مى‏نویسیم و بعد از تصویب شما به مطبوعات و غیره مى‏دهیم، چه كسى باید تشخیص دهد آن جمله از حضرتعالى است یا نه؟» همچنین می‌پرسد كه مسئله دیگر این است كه تكلیف نامه‏ها و نوشته‏ها و پیام‌ها و فیلم و نوارها و اشعارتان كه بطور كلى منتشر نشده است و در بایگانى دفتر موجود است را هم روشن بفرمایید.
و امام پاسخی می‌دهند كه تشخیص آن را منحصر به فرزندشان می‌كنند «از آنجا كه شما را بحمداللَّه تعالى در مسائل سیاسى و اجتماعى صاحبنظر مى‏دانم و در تمامى فراز و نشیبها در كنار من بوده‏اى و هستى و با صداقت و كیاست امور سیاسى و اجتماعى اینجانب را متصدى هستى، لهذا شما را براى تنظیم و تدوین كلیه مسائل مربوط به خود- كه بسا در رسانه‏هاى گروهى اختلافات و اشتباهاتى رخ داده است- انتخاب مى‏نمایم. و از خداوند متعال، كه حاضر و ناظر است، توفیقات شما را خواستارم. امید است با صرف وقت و دقت نظر این امر را به پایان برسانى.»

اما در یك تخطی آشكار از‌ این رویه، بدون آنكه مورد انتقاد مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی - كه قائم مقام آن آقای انصاری در انتخابات اخیر بارها به موارد بسیار سطحی‌تر از ‌این كه علیه میرحسین موسوی بود واكنش نشان داده بود- قرار گیرد، در مقاله مذكور در ارگان‌ این سازمان، متنی به امام منصوب می‌گردد كه‌ اینگونه آغاز می‌گردد «علت اینكه آقایان را زحمت دادم این بود كه نامه‌ای را عده‌ای از آقایان برای من نوشته و فرستاده‌اند كه شهادت داده‌اند ما این افراد را می‌شناسیم و تأیید می‌كنیم و مسئله این نیست كه چند نفر را بگیرند و محكوم كنند، بلكه قضیه این است كه افراد مؤمن به انقلاب و جمهوری اسلامی را كنار بزنند و افرادی كه مخالفند كم كم روی كار بیایند... » و در ادامه می‌نویسد كه پس از توضیحاتی كه اعضای حاضر در جلسه دادند، حضرت امام دو دستور می‌دهند. یكی اینكه «این پرونده باید خاتمه داده شود». و دیگر اینكه «این افراد را من خودم باید درباره شان تحقیق كنم ...».

یكی از متهمین‌این پرونده در مصاحبه‌ای در دفاع از خود به سخنان امام استناد می‌كند و مأخذ آنرا متنی اعلام می‌كند كه موسوی خوئینی‌ها در اختیار آنها قرار داده است. گویا‌این متن منتشر شده همان متنی است كه خوئینی‌ها منتشر نمود و مورد اعتراض حضار در جلسه قرار گرفت. اما آنچه مسلم است یكی از دلایل دستور امام (چه مسكوت ماندن باشد و چه خاتمه)، نامه 60 مسئول به‌ایشان و شهادت بر بیگناهی متهمین بوده است. در متن‌این نامه كه با امضای سید محمد خاتمی‌وزیر وقت ارشاد آغاز و با امضای عبدالكریم سروش خاتمه می‌یابد، پس از مقدماتی آمده است « تا به امروز بیش از چند ماه است كه جمعی از برادران مخلص و متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی‌و از جمله یاران شهید رجایی كه هر یك از ما یك و یا چند نفر از آنان را می‌شناسیم، به اتهاماتی یكسر بی اساس و واهی و دردآور و زبانمال لال آنهم به خونخواهی آن شهید بزرگوار به بند كشیده شده‌اند [...] تا به امروز بنا به حرمت و حفظ شئونات قوه محترم قضائیه كلامی‌ابراز نكردیم ولی هنگامی‌كه مسئله از حد خواص ناگهان به صفحه اول روزنامه داخل كشور كشیده می‌شود و به دنبال آن دستاویز و خوراك برای رادیوهای بیگانه فراهم می‌كند، ناچار از بازگو كردن‌این درد شدیم و تقاضای امعان نظر عاجل داریم [...]» فارغ از‌اینكه در ابتدای امر برخی از دوستان همین جریان به بیگناهی كشمیری نیز شهادت داده بودند؛ ادعای بیگناهی آنها در میان امضای تك تك آنها نیز تنها منحصر به چند متهم است اما آن را به كل متهمان تعمیم داده‌اند.

جملات امضا كنندگان نامه نیز،‌اینك پس از فرو افتادن نقاب نفاق از چهره برخی از متهمین، بسیار پند آموز است. به عنوان نمونه محمد‌هاشمی، ریاست وقت صدا و سیما، و از مؤسسین حزب كارگزاران در شهادت خود برای امام از 2 متهم نوشته است او نخست درباره محسن سازگارا یادآوری كرده است كه او را از سال 1355 می‌شناسد و با ذكر صفاتی همچون جوانی پرجوش و خروش، متعهد و متدین و علاقه مند به انقلاب اسلامی‌ و كاملاً مؤمن به اهداف آن اظهار می‌دارد از هر نوع وابستگی ا‌یشان را مبرا می‌دانم، اتهام مذكور برای‌ایشان بسیار ناروا و ناجوانمردانه است. «برادر اكبر‌هاشمی‌رفسنجانی در ادامه در تبرئه خسرو تهرانی نیز می‌نویسد» از آبان‌ماه 1359 در نخست وزیری با ‌ایشان آشنا شدم، همانند آقای سازگارا از جوانان متدین، مسلمان و علاقه مند به اسلام و انقلاب اسلامی ‌[...] كوچكترین اثری كه بتوان در ‌ایشان حتی شك نمود دیده نشده است.» البته همه امضاكنندگان یك سیاق را اتخاذ نكرده‌اند، به عنوان نمونه حسین نمازی كسی را تبرئه نكرده و تنها خواستار دقت در روش رسیدگی شده است تا هتك حرمت صورت نگیرد، اما مرتضی الویری كل متهمین را یكجا تبرئه كرده و می‌نویسد: «اگر جمله انقلاب فرزندان خود را می‌خورد تنها یك مصداق در كشور ما داشته باشد، بدون تردید مصداقش همین عزیزان هستند...» در‌این میان عناصری كه به مكانیسم دستگاه قضا آشنا بودند، بدترین مواضع را به لحاظ حقوقی اتخاذ كردند.

اسدالله بیات، خواستار فیصله پرونده در اسرع وقت می‌شود و در ذیل نامه به امام می‌نویسد: «با توجه به شناختی كه از اكثریت‌این برادران از نزدیك دارم و تعهدی كه به اسلام و امام و انقلاب اسلامی‌دارند، مناسب است قوه قضائیه سریع و قاطع مسئله را فیصله داده و افراد خدوم و صادق را مورد تشویق قرار داده تا مردم از خدمات آنها بهره‌مند گردند»، دری نجف آبادی نیز بر حسب‌اینكه یكی از متهمان را 3 الی 4 سال می‌شناسد و‌ اینكه عده‌ای كه از نظر او متعهد و مؤمن هستند، دخالت آن فرد را در‌این جنایت هولناك بعید می‌دانند، به تبرئه او دست یازیده است.

اما طنزترین بخش نامه، شهادت بهزاد نبوی است كه خود در ردیف متهمین است. او اتهام وارده را از سوی بی‌بی‌سی و «عمال و اذناب داخلیش عنوان می‌كند و متهمین را نزدیك ترین و صدیق ترین یاران رجایی شهید می‌نامد.
از دیگر امضا كنندگان‌این نامه كه امروز چهره‌های شناخته شده‌ای هستند، می‌توان به علی اكبر محتشمی، روغنی زنجانی، شافعی، زالی، سرحدی زاده، عابدی جعفری، عطاءالله مهاجرانی،‌هادی غفاری، محسن صفائی فرهانی، مصطفی تاج زاده، كمال خرازی، مرتضی حاجی و ... اشاره كرد. جالب‌اینجا است كه امضا كنندگان‌این نامه را می‌توان به چند دسته تقسیم كرد.

حامیان نشاندار منتظری، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب، اعضای مجمع روحانیون مبارز و افرادی كه اگرچه آن روز عضو تشكلی نبودند اما در آینده از مؤسسین و حامیان اصلی احزاب كارگزاران و مشاركت گردیدند.

بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی

رهبر كبیر انقلاب اسلامی مد ظله‌العالی علی رئوس المسلمین

با سلام و آرزوی سلامت و طول عمر پربركت برای آن وجود مقدس و پیروزی هرچه سریعتر جندالله بر بعثیان عفلقی و توفیق روزافزون برای خادمان با سلام از درگاه احدیت جل جلاله، اینجانبان امضا‌كنندگان زیر به لحاظ شرایط سرنوشت‌ساز حاكم بر جمهوری اسلامی بر آن شدیم كه از سر صدق درد خود پیش دردآشنای جهان اسلام بریم تا ان‌شاء‌الله درمانی درخور حكومت حق مقرر گردد.

تا به امروز بیش از چند ماه است كه جمعی از برادران مخلص و متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی و از جمله یاران شهید رجایی كه هر یك از ما یك یا چند نفر از آنان را می‌شناسیم به اتهاماتی یكسر بی‌اساس و واهی و دردآور و زبانمان لال، آن‌هم به خونخواهی آن شهید بزرگوار، به بند كشیده شده‌اند.

شاید مشكلات و مصائبی كه هر روز در ابعاد گوناگون فراروی انقلاب اسلامی قرار می‌دهند مانع از آن گردیده كه به روند حذف تدریجی و آرام نیروهای مخلص و مؤمن و تلاشگر برای جمهوری اسلامی كه به صور مختلف اسیر خط‌بازی‌ها و برچسب‌ها و تله‌های گوناگون می‌گردند، توجه كافی مبذول گردد و این حركات در لابه‌لای مسائل روز به نحوی چهره پنهان می‌كند، ولی آیا همچنان بی‌دفاع گذاردن برادرانی كه یكسر در مسئولیت‌های مختلف فارغ از این حركات سرگرم خدمت و مبارزه در سنگرهای مختلف جمهوری اسلامی هستند، تا كجا می‌تواند ادامه یابد؟

ما هم‌اكنون مشاهده می‌كنیم كه نیروهای مؤمن و انقلابی جوان كشور، مضطرب و نگران چگونگی برخورد با این مسئله هستند و از كنار هم قرار دادن مسائلی از این دست و توقعی كه از نظام جمهوری اسلامی ایران دارند، جویای تكلیف‌اند؟
مطلب صرفاً بر سر این برادران مخلص نیست كه در راه دوست هر آنچه كه رسد نیكوست و از ادعای دوستی تا به دوست رسیدن هزاران وادی، نگرانی اینجاست كه ابعاد و پیامدهای این اتفاقات صدمات جبران‌ناپذیری به جمهوری اسلامی وارد آورد.
تا به امروز بنا به حرمت و حفظ شئونات قوه محترم قضائیه كلامی ابراز نكردیم، ولی هنگامی كه مسئله از حد خواص ناگهان به صفحه اول روزنامه داخل كشور كشیده می‌شود و به دنبال آن دستاویز و خوراك برای رادیوهای بیگانه فراهم می‌آید ناچار از بازگو كردن این درد شدیم و تقاضای امعان نظر عاجل داریم كه ان‌شاء‌الله خداوند عاقبت ما را ختم به خیر كند و از نعمت دعای حضرت امام بهره‌مند سازد وما النصرالله من عندالله. والسلام علیكم و رحمت الله و بركاته


1- سیدمحمد خاتمی وزیر ارشاد اسلامی
2- محمدرضا آیت‌اللهی وزیر معادن و فلزات
3- علی‌اكبر محتشمی وزیر كشور
4- مسعود زنجانی وزیر برنامه و بودجه
5- غلامرضا شافعی وزیر صنایع
6- عباسعلی زالی وزیر كشاورزی
7- ابوالقاسم سرحدی‌زاده وزیر كار و امور اجتماعی
8- حسن عابدی جعفری وزیر بازرگانی
9- بهزاد نبوی وزیر صنایع سنگین
10- محمدتقی بانكی وزیر نیرو
11- حسین نمازی وزیر سابق اقتصادی و دارایی
12- محمدعلی نجفی وزیر سابق فرهنگ و آموزش عالی
13- محمد میرصادقی وزیر سابق كار
14- محمدشهاب گنابادی وزیر سابق مسكن و شهرسازی
15- سیدمصطفی هاشمی مشاور نخست‌وزیر و وزیر سابق صنایع
16- هادی منافی معاون نخست‌وزیر و وزیر سابق بهداری
17- عطاالله مهاجرانی معاون نخست‌وزیر
18- طهماسب مظاهری معاون نخست‌وزیر و سرپرست بنیاد مستضعفان
19- محسن نوربخش رئیس كل بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران
20- اسدالله بیات نماینده مجلس شورای اسلامی
21- صادق خلخالی نماینده مجلس شورای اسلامی
22- عباس دوزدوزانی نماینده مجلس شورای اسلامی
23- احمد عزیزی نماینده مجلس شورای اسلامی
24- سیدعباس موسوی نماینده مجلس شورای اسلامی
25- فخرالدین حجازی نماینده مجلس شورای اسلامی
26- مرادعلی احمدی نماینده مجلس شورای اسلامی
27- اكبر حمیدزاده نماینده مجلس شورای اسلامی
28- عبدی محمد میرزایی نماینده مجلس شورای اسلامی
29- هادی غفاری نماینده مجلس شورای اسلامی
30- جعفر سعیدیان نماینده مجلس شورای اسلامی
31- قربانعلی دری نجف‌آبادی نماینده مجلس شورای اسلامی
32- قاضی‌زاده هاشمی نماینده مجلس شورای اسلامی
33- غلامحسین نادی نماینده مجلس شورای اسلامی
34- سیدابوالحسن حائری‌زاده نماینده مجلس شورای اسلامی
35- محمدعلی هادی نماینده مجلس شورای اسلامی
36- سیدمحمدكاظم موسوی بجنوردی نماینده سابق مجلس و رئیس بنیاد دایره‌المعارف بزرگ اسلامی
37- محمد هاشمی مدیرعامل صداوسیما
38- محسن صفایی فراهانی معاون امور دفاعی وزارت صنایع سنگین
39- ابوالقاسم جمشیدی معاون اقتصادی و بازرگانی وزارت صنایع
40- محمد باقریان معاون وزیر صنایع سنگین و رئیس هیأت عامل سازمان گسترش
41- حسن رمضانپور معاون طرح و برنامه وزارت صنایع سنگین
42- ناصر رضایی معاون اداری و مالی وزارت صنایع سنگین
43- مسعود كرباسیان معاون اقتصادی و بازرگانی وزارت صنایع سنگین
44- سیدعبدالواحد موسوی معاون وزارت ارشاد اسلامی
45- سیدمصطفی تاج‌زاده معاون وزارت ارشاد اسلامی
46- صباح زنگنه معاون وزارت ارشاد اسلامی
47- محمدامین سازگارنژاد معاون وزارت كشاورزی
48- حسین فاضل معاون وزارت كشاورزی
49- بهروز ماكویی معاون وزارت كشاورزی
50- سیدحسن طباطبایی معاون وزارت كشاورزی
51- محمد هندی معاون وزارت برنامه و بودجه
52- مرتضی الویری معاون وزارت برنامه و بودجه
53- مهدی سیداصفهانی معاون وزارت صنایع سنگین
54- زرهانی معاون وزارت آموزش و پرورش
55- اسماعیل حبیب‌الله‌زاده مشاور وزیر صنایع سنگین
56- سیدكمال خرازی رئیس خبرگزاری جمهوری اسلامی و تبلیغات شورای عالی دفاع
57- مرتضی حاجی استاندار مازندران
58- تقی امانپور عضو جهاد سازندگی
59- محمد جعفری عضو دفتر تبلیغات

60- عبدالكریم سروش محقق و استاد دانشگاه و عضو سابق ستاد انقلاب فرهنگی

اسامی زیر جزو 60 نفری هستند كه نامه محرمانه به امام(ره) درخصوص شهادت بر بیگناهی متهمان پرونده انفجار نخست وزیری را به امضا رساندند.

این نامه با امضای سیدمحمد خاتمی آغاز و با امضای عبدالكریم سروش خاتمه می‌یابد.

در این بخش اسامی افراد و بعضاً جملاتی كه در تبرئه متهمین نوشته‌اند، می‌آید كه البته در برخی از موارد به دلیل ناخوانا بودن متن در سند اصلی، از كروشه استفاده شده است.

1- سرحدی زاده، وزیر كار و امور اجتماعی
2- اسدالله بیات، نماینده مجلس (با توجه به شناختی كه از این [...] از نزدیك دارم و تعهدی كه به اسلام و امام و انقلاب اسلامی دارند، مناسب است قوه قضائیه سریع و قاطع مسئله را فیصله داده و افراد خدوم و صادق را مورد تشویق قرار داده (تا مردم) از خدمات آنها بهره‌مند گردند.
3- احمد عزیزی، نماینده مجلس
4- سیدعباس موسوی، نماینده مجلس
5- محسن صفایی فراهانی، معاون امور دفاعی وزارت صنایع سنگین
6- ابوالقاسم جمشیدی، معاون اقتصادی و بازرگانی وزارت صنایع
7- محمد باقریان، معاون وزیر صنایع سنگین و رئیس هیأت عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران
8- حسن رمضان‌پور، معاون طرح و برنامه وزارت صنایع سنگین
9- صادق خلخالی، نماینده مجلس
10- بهروز ماكوئی


بسمه تعالی
تا آنجایی كه این حقیر از برادران خسرو تهرانی و محمد رضوی شناخت دارم، افرادی به دور از هرگونه خدعه و نیرنگ می باشند و همواره در تحقق عالی اسلامی كوشا بودند.
11- ناصر رضایی، معاون اداری و مالی وزارت صنایع سنگین
12- مسعود كرباسیان، معاون اقتصادی و بازرگانی وزارت صنایع سنگین
13- محمد هاشمی، مدیرعامل صدا و سیما

بسمه تعالی
اینجانب محمد هاشمی با دو نفر از آقایان كه در اتهام و در حال حاضر در بند به شرحی كه ذكر می‌شود، آشنایی دارم:
1- آقای محسن سازگارا. ایشان را از سال 1355 می‌شناسم. جوانی پرجوش و خروش، متعهد و متدین و علاقه‌مند به انقلاب اسلامی و كاملاً مؤمن به اهداف آن. از هر نوع وابستگی‌ ایشان را مبرا می‌دانم. اتهام مذكور برای ایشان بسیار ناروا و ناجوانمردانه است.
2- خسرو تهرانی. از آبان ماه 1359 در نخست وزیری با ایشان آشنا شدم. همانند آقای سازگارا از جوانان متدین مسلمان و علاقه‌مند به اسلام و انقلاب اسلامی و سختكوش در جهت تحقق آرمان‌های آن بود. از هر جهت مورد تأیید برادر شهید رجایی بود.
كوچك‌ترین اثری كه بتوان در ایشان حتی شك نمود، دیده نشده است.
اتهام مذكور را به ایشان نیز بسیار ناروا و ناجوانمردانه می‌دانم. از خداوند تبارك و تعالی درخواست دارم كه ما را از همه انحرافات مصون بدارد.
14- عباس دوزدوزانی، نماینده مجلس
15- محمدتقی بانكی، وزیر نیروی جمهوری اسلامی ایران

بسمه تعالی
با توجه به شناختی كه نسبت به افراد در بند بخصوص برادران محسن سازگارا و خسرو تهرانی دارم، یقین دارم كه اثرات منفی این گونه برخوردها بسیار زیاد بوده و درخواست حقیر این است كه در این امر خطیر با بی‌نظری و سرعت عمل شود.
16- اسماعیل حبیب‌الله‌زاده، مشاور وزیر صنایع سنگین
17- سیدكمال خرازی، رئیس خبرگزاری جمهوری اسلامی و تبلیغات شورای عالی دفاع

بسمه تعالی
این حقیر نیز [...] از برادران در بند را از نزدیك می‌شناسم و امیدوارم هر چه سریع‌تر موجبات استخلاص ایشان در یك بررسی بی‌نظر و سریع فراهم گردد.
18- محمدشهاب گنابادی، وزیر سابق مسكن و شهرسازی
19- سیدعبدالواحد موسوی (لاری)، معاون وزارت ارشاد اسلامی
20- محسن نوربخش، رئیس كل بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران
21- حسین فاضل، معاون وزارت كشاورزی
22- سیدمصطفی هاشمی، مشاور نخست وزیر و وزیر سابق صنایع

بسمه تعالی
اینجانب با شناختی كه از برخی برادران دارم، ایشان را مبرا از هرگونه سوء عمل و سوء نظر دانسته و از خداوند متعال آزادی
هر چه سریع‌تر ایشان را مسئلت نمایم.
23- محمدامین سازگارنژاد، معاون وزارت كشاورزی

بسمه تعالی
با توجه به مسئولیت این برادران، اگر رسیدگی بی طرفانه و سریع نشود، مسئولیت‌پذیری در جمهوری اسلامی دچار خلل خواهد شد.
24- هادی منافی
25- تقی امان‌پور، عضو جهاد سازندگی

بسمه تعالی
با شناختی كه از برادر سیدمحمد رضوی [...] ان‌شاءالله از هرگونه انحرافی و [...] و هر چه زودتر موجبات [...] ایشان و آزادی ایشان [...]
26- مرتضی حاجی، استاندار مازندران
27- محمد جعفری، عضو دفتر تبلیغات
28- اكبر حمیدزاده، نماینده مجلس

بسمه تعالی
شناختی كه از سوابق برادر ایمانی، آقای خسرو تهرانی در زندان و حسن و صداقت انقلابی وی در مسئولیت‌های بعد از انقلاب دارم، به پاكی و خلوص وی شهادت شرعی می‌دهم.
29- عبدی محمد میرزایی، نماینده مجلس

بسمه تعالی
رسیدگی سریع مسائل بر حسب واقع و ختم عادلانه مسئله كه بیش از این اسباب تبلیغات مشكوك نشود مورد درخواست است.
30- زرهانی، معاون وزارت آموزش و پرورش
بسمه تعالی
با توجه به اطلاعاتی كه از خدمات گذشته این برادران شنیده‌ام ارتكاب چنین اعمالی توسط آنان را غیر‌ممكن و باورنكردنی می‌دانم.
31- مهدی سید‌اصفهانی، معاون وزارت صنایع سنگین، استادیار دانشگاه صنعتی امیركبیر، عضو و دبیر جامعه اسلامی دانشگاهیان ایران، عضو گروه فنی و مهندسی شورای عالی انقلاب فرهنگی.
32- عباسعلی زالی، وزیر كشاورزی
33- مسعود زنجانی، وزیر برنامه و بودجه
شناختی كه از برادر محسن سازگارا دارم، ویژگی كه از برادر خسرو تهرانی شنیده‌ام، قابل قبول نیست كه با این برادران چنین برخورد می‌شود كه مایه [...] نیروهای مخلص و وفادار خواهد شد.
34- غلامرضا شافعی، وزیر صنایع
35- علی‌اكبر محتشمی، وزیر كشور

بسمه تعالی
با توجه به آبرو و حیثیت افرادی مسلمان و مورد تأیید بسیاری از بزرگان اسلام و روحانیت و چند سالی كه پس از پیروزی انقلاب داشته‌اند، قوه قضائیه همانند [...] دیگر برخورد غیر‌صحیح تاكنون داشته است، امیدواریم با اوامری كه به این دستگاه ابلاغ می‌شود، روش این دستگاه تصحیح گردد.
36- حسن عابدی جعفری، وزیر بازرگانی
37- محمدرضا آیت‌اللهی، وزیر معادن و فلزات
ان‌شاء‌الله با پیگیری و تسریع در این امر اذهان جوانان حزب‌الله روشن شود و از آبرو و حیثیت برادران مؤمن به صورت مؤثر دفاع شود.
38- مرادعلی احمدی، نماینده مجلس
39- عطاء‌الله مهاجرانی، معاون نخست‌وزیر

بسمه تعالی
آنچه اهمیت دارد، بررسی عاجل و بدون پیشداوری این تقاضاست. مع‌الاسف [...] مراجع ذی‌ربط، با پیشداوری [...] با كار پرداخته و [...]
40- سیدحسن طباطبایی، معاون وزارت كشاورزی
41- محمد میرصادقی، وزیر سابق كار، بنیاد شهید

بسمه تعالی
اینجانب با كمال تأسف و به عنوان وزیر كار كابینه شهید رجایی و شهید باهنر از وقوع چنین حوادثی در نظام جمهوری اسلامی و به نام آن عزیزان متأثر و متألم می‌باشم.
42- سیدمحمد كاظم موسوی بجنوردی، نماینده سابق مجلس و رئیس بنیاد دایره‌المعارف بزرگ اسلامی

بسمه تعالی
حقیر سال‌ها در سلول شاه در كنار خسرو تهرانی بودم. در آن ایام كه هیچ نشانه‌ای از پیروزی ما و تشكیل حكومت اسلامی نبود، من و خسرو تهرانی در سلول كتاب ولایت فقیه حضرتعالی را كه در زندان مخفیانه وارد شده بود، مباحثه می‌كردیم. او در كنار ما و علیه منافقین بود.
43- فخرالدین حجازی، نماینده مجلس
اینجانب آقای سازگارا را از قبل از انقلاب می‌شناسم كه جوانی مؤمن و پاك و انقلابی بود و آقای خسرو تهرانی را هم پس از انقلاب در مواقف عدیده بر صداقت و ایمان [...] امید كه رفع سوء‌تفاهم شود.
44- محمد هندی، معاون وزارت برنامه و بودجه

بسمه تعالی
خواست منافقین و دشمنان اسلام ایجاد شك و بدبینی نسبت به برادران شناخته شده دینی است. اینجانب برادر خسرو تهرانی را متعهد به اسلام و خدمتگزار انقلاب اسلامی می‌شناسم.
45- سیدحسین قاضی‌زاده هاشمی، نماینده مجلس

بسمه تعالی
اینجانب در مدتی كه توفیق خدمت در جبهه‌های نور علیه ظلمت جنگ تحمیلی داشتم ناظر بر همكاری صادقانه این عزیزان بودم و آنان را افرادی مخلص برای جمهوری اسلامی می‌دانم.
46- غلامحسین نادی، نماینده مجلس
نامبردگان [...] در تماس بوده شهادت می‌دهم كه از افراد صالح و نافع برای جمهوری اسلامی بوده‌اند.
47- سیدابوالحسن حائری‌زاده، نماینده مجلس
48- هادی غفاری، نماینده مجلس
49- طهماسب مظاهری، معاون نخست‌وزیر و سرپرست بنیاد مستضعفان

بسمه تعالی
اینجانب از اولین سال پیروزی انقلاب اسلامی با برادر سازگارا آشنا شدم، با توجه به خصوصیات اخلاقی و اعتقادی ایشان، امكان دخالت ایشان در این جنایت بسیار بعید به نظر می‌رسد. امید است با سرعت زیاد و با بررسی بی‌نظیر مسائل روشن شود و این پرونده نیز به سرنوشت سایر احكام توفیقی دچار نشود. ان‌شاء‌الله تحمل زحمات و ناملایمات برای همه مؤمنین بی‌گناه، اجر اخروی در بر داشته باشد و موجب ارتقای نظام آنها نزد خداوند تبارك و تعالی شود.
50 – محمد علی نجفی، وزیر فرهنگ و آموزش عالی كابینه شهید باهنر
51 – سید محمد خاتمی، وزیر ارشاد اسلامی

بسمه‌تعالی
بعضی برادران را از نزدیك می‌شناسم و آنان را افرادی صالح می‌دانم از این گذشته حیثیت افراد مطرح است و به نظر می‌رسد كه قوه قضائیه در چنین موردی باید، با سرعت برای [...] خدای ناخواسته حیثیت افراد مورد تعرض برخی اغراض قرار بگیرد و اعتماد مردم به جریان [...] جمهوری اسلامی بیشتر گردد [...]
52 – صباح زنگنه، معاون وزارت ارشاد اسلامی
53- محمد علی هادی، نماینده مجلس

بسم‌الله الرحمن الرحیم
بنده برادر محسن سازگارا را از نزدیك می‌شناسم، ایشان در پاریس در خدمت امام و سپس در ایران در كارهای مختلف من‌جمله در [...] مجدانه برای جمهوری اسلامی فعالیت داشت. برادر خسرو تهرانی را نیز بعد از انقلاب در مراحل مختلف دیده و در تماس با وی بوده‌ام و جز تلاش و كوشش جهت برقراری نظم و امنیت و دلسوزی برای جمهوری اسلامی از وی ندیدم.
من بسیار بعید می‌دانم كه این برادران در جریان انفجار نخست‌وزیری تقصیری داشته باشند.
البته قوه قضائیه مستقل است و باید با كمال بی‌طرفی و به دور از جوسازی و جنجال و در نامه‌ای پرونده را رسیدگی و در صورتی‌كه برادران تبرئه شده و اتهامات واهی بوده باید به صورت شایسته از آنان اعاده حیثیت شود، ضمناً این نامه محرمانه است.
54 – جعفر سعیدیان، نماینده مجلس

بسمه‌تعالی
امیدوارم كه قوه قضائیه هرچه سریعتر به این جریان رسیدگی كرده و [...] مشكوك پایان داده شود و اینجانب خسرو تهرانی را از زندان می‌شناسم. فردی معتقد و علاقه‌مند به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است و بسیار بعید است كه بتوان چنین اتهامی را به او نسبت داد.
55- قربانعلی دری نجف‌آبادی، نماینده مجلس

بسمه‌تعالی
برادر محترم آقای حسن كامران را چند سال است، 3 الی 4 سال می‌شناسم و برادران متعهد و مؤمن دیگر از قبل از انقلاب با نامبرده آشنا هستند، دخالت نامبرده را در این جنایت هولناك بعید می‌دانند.
امید است دستگاه قضایی بتواند ریشه جنایت را یافته و مسببین آن را به جزای عدل برساند. والسلام علیك و رحمه‌الله
56 – مرتضی الویری، معاون پارلمانی وزارت برنامه و بودجه

بسمه‌تعالی
اگر جمله انقلاب فرزندان خود را می‌خورد تنها یك مصداق در كشور، داشته باشد بدون تردید مصداقش همین عزیزان هستند. اسارت افرادی چون محمد رضوی و خسرو تهرانی كه قبل از انقلاب شكنجه رژیم و ( ) و بایكوت منافقین و بعد از انقلاب فشار و رنج كار شبانه‌روزی و خالصانه را جهت تثبیت انقلاب عمل كرده‌اند به چه معناست و چگونه قابل تحمل است؟
آثار منفی و تخریبی این گونه وقایع در حماسه اسلامی و در روحیه مؤمنین آنقدر زیاد است كه با هیچ عبارتی قابل بیان نمی‌باشد. امیدواریم با رهنمودهای حضرت امام نگرانی برطرف شود و این انقلاب مقدس از درون ضربه نخورد.
57 – حسین نمازی

بسمه‌تعالی
چون اعاده حیثیت برخلاف اتهام و هتك حیثیت دشوار است لذا روش‌هایی باید اتخاذ گردد كه رسیدگی‌های قضایی موجب هتك حرمت و حیثیت افراد نگردد.
58 – عبدالكریم سروش، عضو سابق ستاد انقلاب فرهنگی

بسمه‌تعالی
این جانب آقای محسن سازگارا را از نزدیك می‌شناسم و كمتر كسی را در صداقت و كفایت و داوری و خدمتگزاری و هوشمندی و ایمان به مانند وی دیده‌ام. [...]
59- مصطفی تاج زاده
60 – بهزاد نبوی، وزیر صنایع سنگین
امام بزرگوار
بعد از عرض سلام و آرزوی طول عمر با عزت برای جنابعالی، بارها مصمم شدم كه در این‌باره شخصاً مصدع اوقات شریفتان شده و رنجنامه‌ای تقدیم حضورتان گردد تا مستحضر شوید كه در حیات آن رهبر عزیز (كه خداوند تا انقلاب مهدی(عج) مستدام بدارد)، چه به روز یاران اسلام، انقلاب و امام می‌آید و چه مظلومانه نزدیكترین و صدیقترین یاران رجایی شهید توسط «بی‌.بی‌.سی» و عمال و اذناب متهم به قتل وی شده و در واقع با روش خائنانه دیگری ترور شده و از [...] خارج و با حذف آنها و یأس و گوشه‌گیری عده‌ای دیگر، عملاً راه برای منفعت‌طلبان وابسته بازمی‌گردد. ولی به دو دلیل به همین چند جمله بسنده می‌كنم و این‌كه اطمینان یافته‌ام جنابعالی اشراف كامل به مسئله، بیش از همه ما صلاح اسلام، انقلاب و نظام را می‌دانید.
دوم این‌كه دادستانی كل كشور را در پی دستورات جنابعالی مصمم یافتم و رجاء واثق یافتم كه گرچه با به بار آمدن سختی‌ها و بی‌آبرویی‌های موقت برای فرزندان مخلص انقلاب، حقایق روشن و «سیه‌روی شود هر كه در او غش باشد» تنها تقاضای دستور تسریع دارم.