خبرگزاري فارس: 16 سال پيش در 22 اسفند سال 73، عبدالعلي مزاري، يكي از مجاهدان افغان و رهبر حزب "وحدت اسلامي افغانستان " به دست گروه طالبان به شهادت رسيد.

عبدالعلي مزاري فرزند حاجي خداداد، در سال 1326 خورشيدي در ولايت "بلخ "، به دنيا آمد.
مزاري در دوران جواني، در زادگاه خود با علامه "سيد اسماعيل بلخي " از بنيان‌گزاران نهضت اسلامي و ادبيات انقلابي افغانستان، آشنا شد و آن گونه كه خود وي در خاطرات خود نوشته است: " چند روزي كه بلخى در قريه ومهمانخانه ما مهمان بود، از صحبت‌هاى او خيلى چيزها ياد گرفتم، بلخى مرا به درس خواندن و عسكرى (سربازي) رفتن تشويق مى‌كرد .من به دستور و تشويق بلخى به عسكرى رفتم و او براى من مى گفت: اگر ملاّ مى شوى بايد مجتهد شوى، اگر روضه‌خوان مى‌شوى بايد واعظ و خطيب شوى و اگر سياستمدار مى‌شوى بايد رئيس و وزير شوى نه مأمور(كارمند) ".

قتل پدر و برادر در نزاع داخلي

حاجي خداداد، پدر مزاري، كشاورز و دامپرور بود و علاوه بر عبدالعلي 2 فرزند ديگر به نام‌هاي غلام نبي و سلطانعلي داشت.
پدر و يكي از برادران مزاري به نام غلام‌نبي، در سال 1361 در جريان اختلافات و درگيري‌هاي داخلي، در منتطقه هزاره‌جات به قتل رسيدند و يكي ديگر از برادران او به نام سلطانعلي نيز در سال 1358 در جريان نبرد با حزب "دموكراتيك خلق " كشته شد.

تحصيلات مزاري

عبدالعلي مزاري تحصيلات خود را در زادگاهش آغاز كرد و دوره سربازي را در استان "پكتيا " و "گرديز " سپري نمود و بعد از سربازي به بلخ برگشت و در مدرسه " شيخ سلطان " مزار شريف تحصيلات خود را ادامه داد.
در اوايل بهار سال 1351، مزاري براي ادامه تحصيلات علوم ديني، افغانستان را ترك كرد و به عراق رفت و آنگونه كه خود او گفته است: "تا سال 1355 بدون وقفه درس مى‌خواندم، هيچ گونه مزاحمتى را شامل درس نمى‌ساختم، ولى با آن هم در همان سال پدرم پول فرستاد كه همراه برادرم به مكه بروم، با اين كار مخالف بودم چون به درس‌هايم لطمه مى‌زد و مدتى از درس مى‌ماندم اما وقتى مسأله را پرسيدم، معلوم شد كه بر كسى كه پول براى او فرستاده شده، حج واجب مى گردد، به ناچار درس را ترك كردم و راهى مكه شدم ولى در سوريه ويزاى عربستان سعودى برايم داده نشد همانجا ماندم و برادرم به مكه رفت. "

دستگيري توسط ساواك در ايران

مزاري بعد از آن كه در سوريه موفق به دريافت ويزاي عربستان نشد، به عراق رفت و پس از مدت كوتاهي اقامت در آن جا دوباره قصد عزيمت به ايران را كرد ولي در مرز عراق و ايران به علت همراه داشتن كتاب‌هايي از امام خميني (ره)، توسط نيروهاي ساواك دستگير و زنداني شد.
مزاري چهار ماه را در يكي از زندان‌هاي ايران محبوس بود و آن گونه كه در "دانشنامه فارسي " آمده است در زندان با برخي از مبارزان ايراني چون "محمدعلي رجايي " كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رياست جمهوري اين كشور انتخاب شد، آشنا شد.
وي بعد از سپري كردن دوره زندان، از ايران به افغانستان اخراج شد و در اين دوران مدتي در كابل و سپس به مزار شريف رفت و به كارهاي ديني و تبليغي پرداخت.

آغاز مبارزه سياسي

با كودتاي حزب "دموكراتيك خلق " در سال 1357، او به صف مبارزان ضد دولتي پيوست و تحت پيگرد دولت قرار گرفت.
مزاري ناچار شد تا افغانستان را ترك كند و به عراق و سپس به سوريه و پاكستان برود.
وي پس از مدت كوتاهي اقامت در پاكستان مخفيانه به افغانستان بازگشت ولي به علت جو اختناق آميزي كه در آن بسياري از روحانيان دستگير و زنداني شده بودند، دوباره افغانستان را ترك و راهي ايران شد.

مزاري از بنيان‌گزاران "سازمان نصر "

در سال 1358، مزاري با تعدادي از همفكران خود "سازمان نصر افغانستان " را تأسيس كرد.
اگر چه برخي تأكيد دارند كه ريشه‌هاي اين سازمان در سال‌هاي قبل از كودتاي 7 ارديبهشت به نام‌هاي ديگري بوجود آمده بود، ولي آنچه مسلم است، اين سازمان به طور رسمي در سال 1358 اعلام موجوديت كرد و شوراي رهبري خود را معرفي كرد.

مزاري و تشكيل حزب وحدت

بعد از تشكيل حزب وحدت اسلامي افغانستان در سال 1368 كه عبدالعلي مزاري در تاسيس اين حزب نقش اساسي را داشت، مجمع سراسري اين حزب در سال 1370 در باميان برگزار شد.
مجمع سراسري حزب وحدت، مزاري را به عنوان دبيركل اين حزب انتخاب كرد و باميان به عنوان مقر حزب وحدت و ستاد مركزي عبدالعلي مزاري شناخته شد.

نقش حزب وحدت در مبارزه با ارتش سرخ و طالبان

حزب وحدت به رهبري مزاري، همانند ساير احزاب جهادي افغانستان نقش بسزايي در شكست ارتش سرخ شوروي داشت.
بسياري از مناطق مركزي افغانستان بر اثر مجاهدت‌هاي اين گروه از تصرف ارتش سرخ خارج شد.
رشادت‌ها و جان‌نثاري‌هاي افغان‌ها در قالب گروه‌هاي مختلفي مانند حزب وحدت، سرانجام سبب شد تا جهاد افغانستان به ثمر نشيند و ارتش شوروي مفتضحانه از افغانستان خارج شود.
اما ثمره اين جهاد به دليل اختلافات رهبران جهادي در كام مردم افغانستان تلخ شد.
با ظهور طالبان در عرصه افغانستان و ظلم و ستم اين گروه بر مردم، حزب وحدت در كنار احزابي مانند "جمعيت اسلامي " به نبرد با آنان پرداخت.

شهادت مزاري به دست طالبان

در حالي كه طالبان به دروازه هاي كابل رسيده بودند، جنگ‌هاي شديد داخلي ميان مجاهدان در كابل به شدت ادامه داشت و مزاري در يك معامله سرنوشت‌ساز به طرف طالبان رفت.
طبق موافقتنامه اي كه ميان طالبان و مزاري به امضا رسيد، قرار بود كه حزب وحدت، سلاح‌هاي سنگين خود را به طالبان واگذارد و طالبان به صورت نيروي حائل، در مواضع حزب وحدت در غرب كابل مستقر شوند.
اما طالبان بر خلاف تمام موافقتنامه‌هايي كه با مزاري با امضا رسانده بودند، تمام نيروهاي حزب وحدت را خلع سلاح كردند و مزاري از روي ناچاري مجبور شد كه براي گفت‌وگوي مجدد با طالبان، روانه "چاريكار " در اطراف كابل شود.
به محض رسيدن مزاري به چاريكار، وي به اسارت طالبان در آمد و مظلومانه به شهادت رسيد.

پس از شهادت مزاري و برخي از ياران او به دست طالبان، پيكر او بر دوش هزاران تن از هوادارانش به مزار شريف منتقل شد و در آن جا به خاك سپرده شد.